واژه جو

استهزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استهزی . [ اِ ت ِ ] (از ع، مص ) مماله ٔ استهزاء : نبود با ودیعت استحقار نبود با شریعت استهزی . ابوالفرج . همی کند هنرش بر زمانه استخفاف همی کند نسبش بر ستاره استهزی . ادیب صابر.

معنی استهزی | واژه جو