واژه جو

استهلاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استهلاک . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) میرانیدن . (منتهی الارب ). هلاک کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ). بهلاک داشتن . هلاک کردن خواستن . نابود کردن . ◄ هزینه کردن مال . ◄ سپری و نیست و نابود گردانیدن مال را. (منتهی الارب ). ◄ استهلاک دین ؛ ادای قرض بتدریج .

معنی استهلاک | واژه جو