واژه جو

استهناع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استهناع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) منکسر شدن از جواب . (منتهی الارب ): استهنع الرجل ؛ انکسر و فتر من جواب . (اقرب الموارد).

معنی استهناع | واژه جو