واژه جو

استوارداشته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استوارداشته . [ اُ ت ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) مؤتمن . رجوع به ترکیب استوار داشتن ذیل استوار شود.

معنی استوارداشته | واژه جو