واژه‌جو

استیصال

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.)از ریشه کندن. ۲- (مص ل.) کنده شدن. ۳- درمانده و بیچاره شدن. ۴- (اِمص.) درماندگی، بیچارگی.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی استیصال | واژه‌جو