واژه جو

اسخاره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسخاره . [ اِ رَ / رِ ] (اِ) گیاهی است خاردار. ◄ بلغت اهل بیت المقدس تودری . قدّومه . مادردخت . قصیصة. اروسمن . اوسیمون . اسحاره . و رجوع به اسحار شود.

معنی اسخاره | واژه جو