اسلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسلم . [ اَ ل َ ] (اخ ) ابن عمرو، مولی حسین بن علی (ع ). وی از شهدای روز عاشوراست . صاحبان مقاتل نوشته اند که حسین (ع ) او را پس از مرگ برادر خود حسن خریداری کرد و بفرزندش علی بن الحسین بخشید. پدر او عمرو ترک بود و خود اسلم کاتب حسین بن علی بود، و از مدینه با او بمکه و کربلا آمد و کشته شد. (تنقیح المقال ج ١ ص ١٢٥).
اسلم . [ اَ ل َ ] (اِخ ) حادی . او و رافع دو حُدی ̍ سرا بودند و برای شتران پیغمبر حُدی ̍ میخواندند. (تنقیح المقال ج ١ ص ١٢٥).
اسلم .[ اَ ل َ ] (اِخ ) ابن عدی بن حارثةبن مزیقیاء. جدی است جاهلی . فرزندان وی بطنی از خزاعه اند و منسوب بدو اسلمی است . (سبائک الذهب ص ٦٦) (اعلام زرکلی ج ١ ص ١٠١).