اسلوب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسلوب . [ اُ ] (ع اِ) گونه . (ربنجنی ) (السامی فی الاسامی ) (ترجمان القرآن علامه ٔ جرجانی ) (منتهی الارب ). راه . (وطواط) (منتهی الارب ). طریق . شیوه . منوال . طرز. نمط. وضع. (غیاث ). طور. روش . (منتهی الارب ). و تیره . سبک . هنجار. نهج . منهج . سان . وجه .مذهب . سیرت . رسم : و از اسلوب کتاب فراتر نشوی و از تکلف و تصلف مجانبت نمایی . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ١٤). ج، اسالیب . ◄ قانون . قاعده . فن . نوع . ♦ اسالیب کلام ؛ انواع کلام، فی اسالیب من القول ؛ ای فنون منه . (مؤید الفضلاء). ج، اسالیب . ◄ اصل . (بحر الجواهر). ج، اسالیب . ◄ گردن شیر بیشه . (منتهی الارب ). ◄ بلندی بینی . (منتهی الارب ). کبر. ◄ جنسی از طعام و خوردنی . (جهانگیری ) (شرفنامه ٔ منیری ) (مؤید الفضلاء) (آنندراج ). ◄ نام پادشاهی هم بوده است . (برهان ) (آنندراج ). ◄ نام حکیمی است . (جهانگیری ) (شرفنامه ٔ منیری ) (مؤید الفضلاء) (برهان ). رجوع به فقره ٔ بعد شود.