واژه جو

اسم جامد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسم جامد. [ اِ م ِ م ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب )نصیرالدین طوسی گوید: آن بود که از آن اشتقاقی نتوان کرد، مانند حیزبون و هیهات . (اساس الاقتباس ص ١٥).

معنی اسم جامد | واژه جو