اسهاب
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) از اندازه گذشتن. ۲- سخن را دراز گردانیدن. ۳- (اِمص.) پُرگویی، اطناب. ۴- واگذاشتن چهارپایان سواری. ۵- بسیار بخشش کردن. ۶- شیر مکیدن بزغاله از مادر.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) از اندازه گذشتن. ۲- سخن را دراز گردانیدن. ۳- (اِمص.) پُرگویی، اطناب. ۴- واگذاشتن چهارپایان سواری. ۵- بسیار بخشش کردن. ۶- شیر مکیدن بزغاله از مادر.