واژه جو

اسوداد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسوداد. [ اِ وِ ] (ع مص ) سیاه شدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). سیاه گردیدن . (منتهی الارب ). سیاه بودن .

معنی اسوداد | واژه جو