اسور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسور. [ ] (اِ) بلغت زند و پازند بمعنی پریروز و پریر است که روز پیش از دیروز باشد. (برهان ) (انجمن آرای ناصری ).
اسور. [ ] (اِخ ) نام یکی از پسران سام، و او را دو پسر بود یکی را نام فارس بود و دیگری را اهواز. (مجمل التواریخ و القصص ص ١٤٦ و ١٤٩). و البته از اساطیر است و بر اساسی نیست .