اسوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسوس . [ اَ وَ ] (ع ص ) ستور که در سرین آن بیماری سوس باشد. (منتهی الارب ). ◄ (ن تف ) نعت تفضیلی از سائس، سائس تر : اما امةالفرس فاهل الشرف الباذخ و العز الشامخ و اوسطالامم داراً و اشرفهااقلیماً و اسوسها ملوکاً. (طبقات الامم قاضی صاعد).
اسوس . [ اَ ] (اِخ ) این نام در کتاب اعمال رسولان (٢٠: ١٣) آمده . شهری است در جوار دریا از مقاطعه ٔ ترواس در شمال میسیا برابر جزیره ٔ میتیلینی . (قاموس کتاب مقدس ).