اسکس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسکس . [ اِ س ِ ] (اِخ ) (ربر دورُ کنت د...) آخورسالار بزرگ انگلستان، محبوب الیزابت . وی توطئه ضد ملکه ایجاد کرد و در نتیجه بقتل رسید. (١٥٦٧-١٦٠١ م .). پسر وی رُبِر حاجب شارل اول بود. (١٥٩١ - ١٦٤٦ م .).
اسکس . [ اِ س ِ ] (اِخ ) (اصل آن ایست ساکس یعنی ساکس شرقی ) کنت نشینی در جنوب شرقی انگلستان، واقع در مصب تایمز. از طرف مشرق ببحر شمال، از سوی شمال به سوفولک و کمبریج و از جانب مغرب به هردفورد و میدلسکس و از جهت جنوب به کنت محدود و محاط میباشد و بوسیله ٔ نهر تایمز از ایالت واقع در جنوب وی جدا میشود. طول آن ٨٠ هزار گز و عرض به ٧٠ هزار گز بالغ میگردد. مرکزآن لندن . جهت جنوبی آن را مردابی احاطه کرده . حبوبات و حیوانات آن فراوان است . ماهی موسوم به استریدیه در سواحل آن بسیار یافت می شود. (قاموس الاعلام ترکی ).
اسکس . [ اِ س ِ ] (اِخ ) کشور قدیم ساکسن و یکی از دول هفتگانه که در دامنه ٔ سالفه بنام هپتارخیا (حکومات سبعه ) تشکیل یافته بود و شامل ایالات امروزی موسوم به اسکس و میدلسکس و هردفورد بود و مرکز آن شهرلندن بود. این دولت در تاریخ ٥٢٦ م . تأسیس یافت .