واژه جو

اسکلتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسکلتن . [ اِ ک ِ ت ُ ] (اِخ ) یکی از مشاهیر شعرای انگلستان . مولد کمبرلاند سال ١٤٦٠ م . و وفات در سنه ٔ ١٥٢٩. وی در فکاهیات و هجاء اشتهار یافته است . اسکلتن بخانواده ای رهبان منسوب بوده و در عین حال بهجو اخلاق رذیله ٔ همین طایفه پرداخته و بهمین علت مورد تعقیب آنان شده است .

معنی اسکلتن | واژه جو