واژه‌جو

اسکنجبین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسکنجبین . [ اِ ک َ ج َ ] (معرب، اِ مرکب ) سرکنگبین نیز گویند، و آن آنست که سرکه و شهد و روغن کنجد یکجا کرده می خورند. (مؤیدالفضلاء) . در ایران روغن کنجد در سکنجبین معمول نیست، شاید در هند مرسوم بوده است . رجوع به سکنجبین شود.

معنی اسکنجبین | واژه‌جو