اسین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسین . [ ] (اِ) بیرونی در عیوب اصلی یاقوت گوید: «و منها غمامة صدفیة بیضاء متصلة به من جانب و یسمی الأسین، فان لم یکن غائراً فیه ذهب به الحک، و الا فلا حیلة فی الغائر.» (الجماهر بیرونی ص ٣٨).
اسین . [ اِ ] (اِخ ) قفطی در تاریخ الحکماء ص ١٨ از مصنفات افلاطون «کتاب اسین » را یاد میکند. رجوع به اسخینس شود.