اسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسی . [ اِ ] (اِخ ) نهری است که در جانب مشرق ایتالیا جریان دارد و از رشته ٔ جبال آپنن سرچشمه میگیرد و پس از طی ّ مسافت هفتاد هزار گز از بین دو شهر آنکن و سینیگالیا به دریای آدریاتیک وارد میشود.
اسی . [ اَس ْی ْ ] (ع مص ) گوشت گذاشتن برای کسی : اسیت له . (منتهی الارب ).
اسی . [ اَ سا ] (ع مص ) مداوات . معالجه . دوا کردن . درمان . علاج . (مؤید الفضلاء). دارو بر جراحت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ اندوه بردن . (زوزنی ). اندوهگن شدن بر. (منتهی الارب ). ◄ اندوهگین کردن . ◄ (اِ) اندوه .