اشابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشابة. [ اَ ب َ ] (اِخ ) موضعی است به نجد نزدیک الرمل . (معجم البلدان ).
اشابة. [ اِ ب َ ] (ع مص ) سپید کردن موی . (تاج المصادر بیهقی ). سپید کردن سر را: اشاب رأسه و برأسه . (منتهی الارب ). ◄ خداوند فرزند پیر شدن . (تاج المصادر بیهقی ). صاحب فرزندان پیر شدن : اشاب الرجل . (از منتهی الارب ). ◄ پیر کردن .
اشابة.[ اُ ب َ ] (ع اِ) مردم بهم درآمیخته . (صراح ). مردم بهم آمیخته از هر جنس . (از منتهی الارب ). ◄ مال مکسوبه ٔ مخلوط بحرام . ج، اشائب . (منتهی الارب ).