اشاره داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهکنایه گفتن، تلویحا گفتن، بهطور ضمنی بیان کردن (ضمنا) دلالت کردن، متضمن بودن، تلویحا اثر داشتن، دربر داشتن، بهطور غیرمستقیم اثر داشتن (ارتباط داشتن)
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
بهکنایه گفتن، تلویحا گفتن، بهطور ضمنی بیان کردن (ضمنا) دلالت کردن، متضمن بودن، تلویحا اثر داشتن، دربر داشتن، بهطور غیرمستقیم اثر داشتن (ارتباط داشتن)