اشانتی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشانتی . [ اَ ] (اِخ ) مملکتی در بلاد گینه در سواحل افریقای غربی که حدود آن محقق نیست . گویند که بلاد این ناحیت مقابل ساحل طلا و بین ٥ و ١٠ درجه ٔ عرض شمالی و ١ و ٩ درجه ٔ طول غربی واقع است و مساحت آن ٤٤٤ کیلومتر از شمال به جنوب و ٣١١ کیلومتر از مشرق به مغرب و شامل ٢٢ ناحیت است، از آن جمله است : مواسان، تاکیمه، اکورنزه، توفل، دنقره، ساوی، امیانه، اکیم، اسیم، اکوبیم، اغونه، ابلونیا، فنطی، امینه، عقره، ننقوو، ذاغمبه، ورصه، اکسیم، انته و جز آنها و کرسی آن کوماس است . بلاد مزبور بسیار حاصلخیز است و در آن انواع حبوب و بقول و میوه هایی که تحت مدارین میرویند، روئیده میشود و از جهت معادن مخصوصاً طلا غنی است، اما مردم آن با استخراج آنها آشنایی ندارند و تجارت بین کوماس (پایتخت ) و هوستا و یورنر و غیره رونق دارد و مهمترین صادرات آن طلا و عاج است . جمعیت آن قریب سه میلیون است . رجوع به ضمیمه ٔ معجم البلدان شود.