اشتباه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشتباه . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) مانند شدن . یقال : اشتبها؛ اذا اشبه کل واحد منهما الآخر حتی التبسا. (منتهی الارب ). مانند چیزی شدن . (زوزنی ). مانند شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ص ١٣). چیزی را بغلط عوض چیزی گرفتن . (فرهنگ نظام ). چیزی یا کسی را بجای چیزی یا کسی گرفتن : و هرگاه که در آن اشتباهی افتاد ادراک معانی ممکن نگردد. (کلیله و دمنه ). اصل غیرتها بدانیداز اله آن خلقان فرع حق بی اشتباه . مولوی . ◄ پوشیده شدن کار و مانند آن . (منتهی الارب ). پوشیده شدن کار. (تاج المصادر بیهقی ). پوشیده گشتن کار. (زمخشری ). ♦ اشتباه داشتن ؛ شبیه بودن . مانند بودن : فلکی مهی ندانم به چه کنیتت بخوانم به کدام جنس گویم که تو اشتباه داری . سعدی . ♦ اشتباه کاری ؛ تلبیس . بهم درآمیختن . در کاری خطا کردن . ♦ اشتباه کردن ؛ سهو کردن . خطاکردن . ♦ اشتباه ِ لُپی ؛ درتداول عامه، اطلاق کلمه ٔ کتاب مثلاً بر دفتر بطور غلطو اشتباه . ♦ امثال : اشتباه برمیگردد ؛ از نو آغاز میکنیم . از نو میشمریم .