اشترکین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشترکین . [ اُ ت ُ ] (ص مرکب ) شترکین . شتردل . کینه توز. کینه دار. ◄ غدار. (انجمن آرای ناصری ). رجوع به شترکین شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشترکین . [ اُ ت ُ ] (ص مرکب ) شترکین . شتردل . کینه توز. کینه دار. ◄ غدار. (انجمن آرای ناصری ). رجوع به شترکین شود.