اشتر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ تَ) [ ع. ] (ص.) کسی که پلک چشمش کفته باشد، دریده چشم.(اُ تُ) (اِ.) نک شتر.مترادفها و واژههای مرتبطابل، جمل، شتر، لوک، ناقهواژه قبلی: اشتدادواژه بعدی: اشتراء