اشتغار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشتغار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دور رفتن در بیابان . ◄ ستم کردن برکسی . ◄ فخر کردن بر کسی . ◄ مشتبه شدن کار. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ بسیار شدن عدد چنانکه گویند فلان خاندان را میشمرد و آنها را فزون یافت . ◄ کاری بر کسی، بزرگ و عظیم شدن . ◄ جنگ میان دو گروه وسعت یافتن و بزرگ شدن . ◄ حساب چیزی بر کسی مشتبه شدن چنانکه بدان رهبری نشود. ◄ کسی در کار زمین و املاک خود سرگردان شدن یعنی آنچنان امورش پراکنده باشد که نداند کدام را آغاز کند. (از اقرب الموارد). ◄ بسیار شدن شتران و مختلف گردیدن آنها. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).