اشتلم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اُ تُ لُ) (اِ.)<BR>۱- گرفتن چیزی به زور.<BR>۲- لاف زدن.<BR>۳- تندی، خشونت.<BR>۴- ظلم، زور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اُ تُ لُ) (اِ.) ۱- گرفتن چیزی به زور. ۲- لاف زدن. ۳- تندی، خشونت. ۴- ظلم، زور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشتلم . [ اُ ت ُ ل ُ ] (اِ) بمعنی تندی وغلبه و زور و تعدی کردن باشد بر کسی و بزور چیزی گرفتن . (برهان ). قهر و غلبه و تعدی و زور : نیارد دگر موج غم اشتلم فتد رخت عقل ار به گرداب خم . ظهوری (از فرهنگ نظام ). غالباً بلکه یقیناً لفظ ترکیست، چه در لغات ترکی اشتلم بمعنی ستم نوشته است گو که در بهار عجم و برهان اشاره به ترکی بودنش نکرده اند. (از غیاث اللغات ).