اشتکاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) گله کردن، گله مند شدن، شکایت کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) گله کردن، گله مند شدن، شکایت کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشتکاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) شکایت و گله کردن . (فرهنگ نظام ). گله کردن . (منتهی الارب ). ◄ تظلم به کسی بردن و به وی خبر دادن از رفتار بدش نسبت بخود. (از اقرب الموارد). ◄ فلان یشتکی به ؛ یعنی او متهم است بدان . ◄ ساختن پوست را تا دوغ زنند. (منتهی الارب ). اشتکت المراءةُ؛ اتخذت الشکوةَ لمخض اللبن او للحلب . (اقرب الموارد).