اشج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشج . [ اَ ش َج ج ] (ع ص ) مرد اشج ؛ آنکه بر پیشانی خود اثر شکستگی دارد. (از منتهی الارب ).
اشج . [ اُش ْ ش َ ] (معرب، اِ) اُشَق .وُشق . رجوع به دو کلمه ٔ مزبور و دزی ج ١ ص ٢٤ شود.
اشج .[ اَ ش َج ج ] (اِخ ) بنی عصر. رجوع به اشج عصری شود.