اشحاص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشحاص . [ اِ ] (ع مص ) در تعب انداختن کسی را. ◄ نفی بلد کردن کسی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تبعید کردن .
اشحاص . [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ شحص . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به شحص شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشحاص . [ اِ ] (ع مص ) در تعب انداختن کسی را. ◄ نفی بلد کردن کسی را. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تبعید کردن .
اشحاص . [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ شحص . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به شحص شود.