اشراف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) از بالا به زیر نگریستن. ۲- نزدیک شدن. ۳- (اِمص.) وقوف بر امری.مترادفها و واژههای مرتبطاعیان، اغنیا، بزرگان، بزرگزادگان، بلندپایگان، نجباواژه قبلی: اشراطواژه بعدی: اشراق