واژه جو

اشروسنی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشروسنی . [ اُ س َ ] (اِخ ) ابوطلحة حکیم بن نصربن خالج بن جندبک یا جندلک . از دانشمندان اشروسنه بود. (معجم البلدان ج ١ ص ٢٥٧). و سمعانی آرد: ابوطلحة حکیم بن نصربن خدیج بن خندیل و بقولی ابن خندلک اسروشنی . از محمدبن فضل بن خلاش بلخی و گروهی دیگر از محدثان روایت دارد. و عبداﷲبن مسعودبن کامل سمرقندی و دیگران از وی روایت کرده اند. (از انساب سمعانی برگ ٣٣ «الف »).

معنی اشروسنی | واژه جو