واژه جو

اشعار کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشعار کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آگاه کردن . باخبر کردن . خبر دادن . اشعار داشتن . و رجوع به اشعار داشتن شود.

معنی اشعار کردن | واژه جو