اشغان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشغان . [ اَ ] (اِخ ) ابن انمر الجباربن ساوس بن کیکاوس یا اشغان بن اش الجباربن سیاوخش بن کیقاوس الملک نیای اشک سرسلسله ٔ اشکانیان بود. رجوع به التنبیه والاشراف مسعودی ص ٥٩ و مروج الذهب ص ١٠١ و تاریخ ایران باستان ج ٣ ص ٢٥٥١ و ٢٥٥٢ و اشکانیان شود.
اشغان . [ اَ ] (اِخ )معرب اشکان، نیای سلسله ٔ اشکانیان . رجوع به اشکان واشک و تاریخ ایران باستان ج ٣ ص ٢٥٥٠ و ٢٥٨٠ شود.