واژه جو

اشفترار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشفترار. [ اِ ف ِ ] (ع مص ) پراکندگی قوم و جز آنان . (از اقرب الموارد). پراکنده شدن و پراکندگی . (منتهی الارب ). ◄ شکسته شدن چوب . (منتهی الارب ) (انساب سمعانی ) (اقرب الموارد). ◄ فراخ شدن شعله ٔ چراغ . (منتهی الارب ). پهن شدن شعله ٔ چراغ چنانکه مجبور شوند فتیله ٔ آنرا ببرند. (از اقرب الموارد). ◄ پریشان گردیدن چیزی . (منتهی الارب ).

معنی اشفترار | واژه جو