واژه‌جو

اشلال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشلال . [ اِ ] (ع مص ) تباه کردن دست کسی را: اَشَل ّ یده . (منتهی الارب ). شل کردن دست . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ تباه شدن دست کسی و خشک گردیدن : اُشِلَّت ْ یده (مجهولاً). (منتهی الارب ).

معنی اشلال | واژه‌جو