اشلیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشلیم . [ اَ ش ُ ] (اِ)غله ای است مانند گان، اگر آن را بخورند، غذا حاصل شود و از آن آش سازند و آش کرده نان میپزند و آن در هند گلبار بسیار میشود. کذا فی العلمی و گویند وازبای صلب گرد است (!) که بعضی سیاه و بعضی سرخ در میان کشت گندم روید و گویند یاسمین جنگلی . (مؤیدالفضلا).
اشلیم . [ ] (اِخ ) ناحیه و قریه ای است در داخل مصر غربی . (مراصد الاطلاع ). ناحیه یا قریه ای است در کناره ٔ مصر غربی . (معجم البلدان ).