اشمذان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشمذان . [ اَ م َ ] (اِخ ) اشمذین . بلفظ تثنیه بقولی در شعر رزاح بن ربیعة العذری برادر قصی به مادرش : جمعنا من السر من اشمذین و من کل حی جمعنا قبیلا. نام دو کوه است . نصر گوید: اشمذان تثنیه ٔ اشمذ دو کوه است در میان مدینه و خیبر که دو قبیله ٔ جهینه و اشجع بدان فرودآیند. ◄ و بقولی نام دو قبیله است . (از معجم البلدان ). و رجوع به اشمذین شود.