اشموسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشموسی . [ اَ ] (اِخ ) هجنعبن قیس بن حرث اشموسی . از مردم نواحی کوفه بود و در اشموس سکونت داشت . از حوثرةبن مهر روایت کرد و سعیدبن اسد مصری و عبدالعزیزبن صلح [صالح ] مصری از او روایت دارند. (از انساب سمعانی ) . یاقوت وی را به اشمون نسبت داده است . و رجوع به اشمونی شود.
اشموسی . [ اُ ] (ص نسبی ) منسوب به اشموس که قریه ای است از صعید مصر. (سمعانی ).