واژه جو

اشنانبرتی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشنانبرتی . [ اَ نام ْ ب ِ ] (اِخ ) ابوطاهر اسحاق بن هبةاﷲبن حسن اشنانبرتی ضریر از ابواسحاق ابراهیم بن محمد غنوی رقی ... و دیگران روایت کرد و تا هنگام مرگ دردمشق سکونت داشت . و ابوالمواهب حسن بن هبةاﷲبن محفوظبن صصری تغلبی دمشقی در معجم خود ازو روایت دارد. وی تا سال ٥٩٢ هَ . ق . زنده بود. (از معجم البلدان ).

معنی اشنانبرتی | واژه جو