واژه جو

اشپیخته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشپیخته . [ اِ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) نعت مفعولی از اشپیختن . ترشح شده . پاشیده . (برهان ). ◄ ترشح آب را نیز گویند. (برهان ).

معنی اشپیخته | واژه جو