واژه جو

اشک داود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشک داود. [ اَک ِ وو ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مهره ای باشد سرخ بغایت شفاف . از شرح تحفةالعراقین . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی اشک داود | واژه جو