اشک چیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشک چیدن . [ اَدَ ] (مص مرکب ) کنایه از اشک پاک کردن : میکند با آستین جوهر ز روی تیغ پاک آنکه می چیند بدامن اشک از مژگان من . صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اشک چیدن . [ اَدَ ] (مص مرکب ) کنایه از اشک پاک کردن : میکند با آستین جوهر ز روی تیغ پاک آنکه می چیند بدامن اشک از مژگان من . صائب (از آنندراج ).