واژه جو

اشکاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشکاد. [ اِ ] (ع مص ) بخشیدن به کسی . ◄ کسب کردن مال پست . (اقرب الموارد). دادن و ورزیدن مال حقیررا. (منتهی الارب ). ◄ اطعام کردن و نوشاندن به کسی شیر با آنکه خسیس باشد. (اقرب الموارد).

معنی اشکاد | واژه جو