واژه جو

اشکنوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشکنوار. [ اِ ک َن ْ ] (اِخ ) شهری است به فارس . (از معجم البلدان ). و رجوع به مرآت البلدان ج ١ و حبیب السیر چ تهران ج ١ ص ٣٩٧ شود.

معنی اشکنوار | واژه جو