واژه جو

اشیح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشیح . [ اَش ْ ی َ ] (اِخ ) قلعه ایست به یمن . (منتهی الارب ). قلعه ٔبلند محکمی است در کوههای یمن . (مراصد). دژ استواری بود در یمن در قله ٔ کوهی بسیار بلند. (از قاموس الاعلام ترکی ). نام حصن بسیار بلندیست در یمن ... (معجم البلدان ). و رجوع به همان کتاب (چ مصر ج ١ ص ٢٦٣) شود.

معنی اشیح | واژه جو