واژه جو

اصحاب برید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصحاب برید. [ اَ ب ِ ب َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رؤسای امور چاپار و پیک . وزیران امور قاصد و چاپار. وزرای پست در تداول امروز. صاحب بریدان . و رجوع به صاحب برید شود: آنچه خواسته آمده است ... آنگاه فرستد که عهدی باشد که ... بهیچ حال خلیفت ما نباشد قضاة و اصحاب برید فرستاده نیاید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٧٥).

معنی اصحاب برید | واژه جو