واژه جو

اصحاب مردار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصحاب مردار. [ اَ ب ِ م ُ ] (اِخ ) پیروان عیسی بن صبیح، مکنی به ابوموسی و ملقب به مردار را مرداریه میخواندند. و مردار در نزد بشربن معتمر تلمذ کرد و آنگاه به زهد گرایید چنانکه او را راهب معتزله میخواندند. رجوع به مرداریه، و ملل و نحل شهرستانی چ مطبعه ٔ حجازی قاهره ج ١ ص ٩٣ شود.

معنی اصحاب مردار | واژه جو