واژه جو

اصرار داشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصرار داشتن . [ اِ ت َ ] (مص مرکب ) چیزی را بسماجت مطالبه کردن و خواستن، مثال : فلان اصرار دارد نجاری بیاموزد. (از فرهنگ نظام ) . ثبات داشتن و سماجت داشتن . مصر بودن . (ناظم الاطباء). پافشاری داشتن .

معنی اصرار داشتن | واژه جو