واژه جو

اصص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصص . [ اُ ص ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ اَصوص . (منتهی الارب ) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). رجوع به اَصوص شود.

معنی اصص | واژه جو