واژه جو

اصفهندی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اصفهندی . [ اِ ف َ هََ ] (اِخ ) او راست : شرح کافیه در نحو که بسال ١٠٥٤ هَ . ق . تألیف کرده است و در سال ١٢٨٤ هَ . ق . در اسلامبول در ١٩٣ صفحه چاپ شده است . رجوع به معجم المطبوعات شود.

معنی اصفهندی | واژه جو